X
تبلیغات
رایتل

مورینیو : در فوتبال از هیچ کس نمی ترسم

شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 09:20 ب.ظ

مرجع خبری رئال مادرید : بخش دیگری از صحبتهای خوزه مورینیو ، مربی پرتغالی رئال مادرید با برنامه "مورینیوی واقعی " در رئال مادرید تی وی را می خوانیم .
یک بار گفتید :" حضور در رئال مادرید و تمرین دادن آن مهم نیست ، بردن در رئال مادرید مهم است . "
افرادی هستند که حضور در باشگاه های بزرگ را هدف نهایی دوران فوتبالشان معرفی می کنند . من کارم را در باشگاه های بزرگ شروع کرده ام و همیشه به بازیکنانم گفته ام که حضور در یک باشگاه بزرگ نمی تواند که هدف باشد ، بلکه بردن مهم است و رئال مادرید نیز باشگاه بزرگی است . وقتی آمدی تازه در اول راه هستی چرا که باید قهرمان شوی چرا که در پایان دوران کارت ، نمی گویند که تو در چه تیمی بوده ای ، بلکه مهم این که است که به پنج قهرمانی لیگ ،‌سه قهرمانی چمپیونزلیگ ،‌ ده کوپا و ... رسیده باشی .

چرا خوزه مورینیو ، "آقای خاص " است ؟
به خاطر یک شوخی . من اولین قهرمانی چمپیونزلیگ خود را با پورتو بردم و دو روز بغدش ، راهی لندن شدم تا به چلسی بپیوندم . در انگلیس ، خصوصا چند سال پیش ،‌ این خرافات وجود داشت که در مهد فوتبال ،‌یا باید بازیکنان و مربیان بومی باشند یا باید خیلی خوب باشند تا از خارج آورده شوند . در کنفرانس مطبوعاتی خبرنگاران از من پرسیدند که توانایی موفق شدن در این کشور را دارم یا خیرکه من گفتم :" دو روز پیش چمپیونزلیگ را با پورتو بردم ،‌ چطور می توانید وقتی من توان حضور در آن جا را داشته ام این سوال را بپرسید ؟ من یک مربی معمولی نیستم ، یک مربی خاص هستم . " و این لفب روی من باقی ماند .

الان هم حضور کت شما در موزه چلسی خیلی خاص است .
در آن جا تاریخ را ثبت کردیم . چلسی هیچ گاه قهرمان لیگ برتر انگلیس نشده بود و تنها پنجاه سال قبلش ،‌ در لیگ قدیمی انگلیس برنده شده بود . ما دو سال پیاپی لیگ را بردیم ، اولین کاپ در ومبلی جدید را بردیم ، لیگ کاپ را بردیم ، همین طور سوپرکاپ را و ... من در چلسی در یک بنیاد خیریه که مخصوص کودکان سرطانی بود شرکت داشتم و یکی از هواداران چلسی ،‌حاضر بود که به خاطر هر کت 20 هزار یورو به من بدهد که من آن را به آن بنیاد خیریه می دادم . وقتی چلسی ، موزه اش را گشود ،‌من دیگر کتم را به باشگاه دادم چرا که جای آن در آن جا بود ،‌نه در خانه .

به فوتبال چه دادید و از آن چه گرفتید؟
بیشتر از آن که چیزی گرفته باشم ، متضرر شده ام . توانسته ام که به خواسته ی شخصی خو مبنی بر موفقیت در عرصه جهانی برسم ، از بچگی در آرزوی آن بودم . از این نگاه خیلی راضی هستم چرا که هر کسی نمی تواند آن کار را انجام دهد . من در هر جا که خواسته ام کار کرده ام . رویای حضور در هر جایی که بخواهی ، چیزی است که کمتر کسی می تواند به آن برسد . اما چیزهای زیادی را از من دور کرده است . چیزهایی که از هر کار دیگری مهم تر هستند . نکات اساسی در زندگی این چیز ها هستند . مثلا خوردن بستنی در آرامش با همسر و بچه هایم ، رفتن به سفری راحت و ... تا حد زیادی آرامش و آسایش خود را از دست داده ام و در این میان بازنده اصلی خودم هستم . فوتبال بخشی از زندگی من است اما خانواده ام تمام زندگیم هستند .

اگر خوزه مورینیو مربی فوتبال نبود ، چه کاره می شد ؟
زندگی عادی . من تحصیلات دانشگاهی دارم و فکر می کنم که می توانستم استاد دانشگاه شوم و زندگی راحتی داشته باشم و خانواده ام هم راحت تر و ثروتمند تر باشند .

وقتی بعد از یک برد یا باخت به خانه می روید ، چه کار می کنید ؟
زمانی که ببازم خیلی راحت هستم . با خود فکر می کنم که یک شکست ، پایان یک سری از برد ها بوده است ، اما قرار نیست که شروع یک سری از شکست ها باشد . با خود می گویم :" امروز باختیم ، نوار بردهاییی که داشتیم پاره شد و باید آغاز گر دوره دیگری از بردها باشیم . معمولا شبهای بعد از بازیها ، چه برده باشیم چه باخته باشیم راحت نمی خوابم . شاید به علت افزایش آدرنالین در بدنم باشد . اما شب قبلش ، حتی اگر بازی بسیار مهمی داشته باشیم ،‌همیشه خواب راحتی را پشت سر می گذارم .

برخی عاشق شما هستند و برخی دیگر از شما احساس تنفر دارند . کلا احساسات مردم نسبت به شما متفاوت است .
وقتم را برای فکر کردن به ان تلف نمی کنم . همیشه با خود می گویم که مهم این است که بازیکنان ، مربیان و هواداران چه نظری داشته باشند . این وجهی از دوران حرفه ایم است که سعی می کنم که به آن فکر کنم و مواظبش باشم . پورتو با رفتن من به مشکل خورد اما هنوز خیلی از افراد آن جا مرا دوست دارند . در چلسی از آبراموویچ گرفته تا مسئول لباس ها هنوز با من رفیق هستند ، دل من برای آنها تنگ شده و دل آنها برای من . در اینتر نیز همین طور است . شاید آنهایی که از من متنفرند ،‌آنهایی باشند که من را هنوز نمی شناسند .

چرا شناخت مورینیوی وافعی این قدر سخت است ؟
مردم فکر می کنند که برخی را می شناسند اما واقعیت این است که نمی شناسند . هر کسی که من را می شناسد کسی است که هر روز با من کار می کند . مردم تو را در خیابان یا روی رختکن می بینند که در آن جا ممکن است به خاطر شرایط روانیت با هر لحظه ای فرق داشته باشی و فکر می کنند که تو را می شناسند . الزاما هر فردی که از من صحبت می کند ، دوست من نیست . دوستانم افرادی هستند که علیه من در مطبوعات صحبت نمی کنند . آنهایی که من را می شناسند ، خانواده ام ، دوستانم و افرادی که با آنها کار می کنم هستند . این حق من است که اجازه ندهم که هر کسی به طور عمیق مرا بشناسد .

در فوتبال چه تعداد دوست واقعی دارید ؟
95 درصد افرادی که با من کار کرده اند دوستانم هستند . هر هفته من دوست دارم که اینتر ، چلسی و ... برنده شوند . با بازیکنان سابقم هنوز ارتباط دارم .... دوستان زیادی در فوتبال دارم ..

و رفقایی که از دوران کودکی داشته اید ؟
آنها افرادی هستند که هیچ ارتباطی با فوتبال ندارند ، افرادی کاملا معمولی هستند که جوانی خود را با آنها سهیم بوده ام اما راه متفاوتی را در پیش گرفته اند . شاید آنها را یک ، دو یا سه سال نبینم اما وقتی با آنها برخورد می کنم ، طوری هستند که انگار دیروز دیدمشان . افرادی بسیار متواضع و خونگرم هستند . آنها افرادی معمولی هستند که زندگی معمولی را دوست دارند و من هم دوستشان دارم .

دوست دارید به محله کودکیتان سر بزنید ؟
ما در هشت ، نه سالگی خانه مان را عوض کردیم و پس از آن ، خانواده ام هنوز در همان جا زندگی می کنند . وقتی که به آن شهر بروم ، همیشه به محل زندگیم سری می زنم . همه چز مثل گذشته است ، البته دید آدم ها نسبت به من عوض شده است ،‌ هر چند که من خودم فردی نکرده ام و سعی می کنم که یک آدم خاکی باشم . آرامشی که در آن جا پیدا می کنم را در هیچ جای دیگر تجربه نکرده ام .

افراد زیادی در زندگیتان هستند که دلتان برایش تنگ شده باشد ؟
نه زیاد . فکر می کنم که جامعه امروز باعث چنین رفتاری در میان مردم شده باشد . گاهی اوقات باید بیش از افراد ، جامعه را سرزنش کرد . نمی توان گفت که دلم برای خیلی از افراد تنگ شده است .

ترسهای مورینیو چه هستند ؟
شاید گفتنش درست نباشد ،‌اما باید بگویم که بیش از هر چیز دیگری از خداوند می ترسم . من یک کاتولیک معتقد هستم و به قدرت و عدالت خدا خیلی اعتقاد دارم . نمی شود اسمش را ترس گذاشت . من فقط می خواهم که خودم خوب باشم . اگر سلامتی ،‌آرامش و نشاطر در زندگی من حاکم باشد ، هیچ چیز دیگری از خدا نمی خواهم . در فوتبال از هیچ کس و هیچ چیز نمی ترسم . اگر از باخت بترسی ، باید از این کار دست باشی چرا که تو همیشه بازنده هستی .

خانواده تان باید خیلی به شما افتخار کنند .
این من هستم که باید به خانواده ای که دارم افتخار کنم . نیازی نیست که آنها به خاطر کاری که من در فوتبال کرده ام به من افتخار کنند. در سال 2006 ، کمیته بین المللی آمار و ارقام ، به من یک جایزه برنزی پس از قهرمانی های سال 2004 و 2005 داد . وقتی به خانه رفتم ، از جایزه ام خوشحال بودم اما بهتر از آن ، نوشته هایی به رنگ طلایی بودند که "به بهترین پدر دنیا " توپ طلا می خواهم چه کار ؟‌ این چیزهاست که برایم معنی و مفهوم دارد .

چه ارزشهایی را از پدرتان درس گرفته اید که حالا بخواهید که به فرزندانتان منتقل کنید ؟
ارزشهای اساسی . صداقت و همتر از همه یک مرد خوب بودن . نکات اساسی واقعا مهم هستند چرا که آنها بنیان چیزهایی که در زندگی ساخته می شوند را تشکیل می دهند .

شادترین روز زندگیتان ؟
در خارج از فوتبال ، رسیدن به نکات اساسی زندگی مهمتر از هر چیزی است و قابل قباس با لحظات فوتبالی نیست . در فوتبال ، لحظات بسیار مهم و زیبایی داشته ام که خیلی مشکل است که بتوانم فقط یکی از آنها را انتخاب کنم .

چه بازیکنانی را می پسندید ؟
بازیکنانی که شخصیت کاملی داشته باشند و همیشه در خدمت تیم باشند . کریستیانو رونالدویی که گل می زند ، کاسیاس که توپ می گیرد و اوزیل که توپ می گیرد ، همه برای برد تیم تلاش می کنند ،‌نه این که تیم برای آنها کار کند . ما همه در راه تیم تر شدن می جنگیم . من بازیکنانی که در خدمت تیم باشند را دوست دارند ، آنهایی که حتی اگر 90 دقیقه روی نیمکت باشند ، بی تاب حضور در زمین باشند . برای من این فوق العاده است .

چه اهدافی را در رئال مادرید دنبال می کنید ؟
خیلی کارها را . ما در سال 2011 هستیم و چلسی هنوز هشت بازیکن از تیمی که در سال 2004 ساختیم را دارد . یعنی این که نه تنها با این تیم قهرمان شدیم ، بلکه توانستیم که اساس آینده این باشگاه را بسازیم . وقتی لئوناردو به اینتر پیوست ، زنگ زد و به من به خاطر شرایط تیم و کاری که کرده ام تبریک گفت ،‌پس برای من فقط قهرمان شدن نیست که ارزش دارد . می خواهم با رئال مادرید جام ها را ببرم ، اما ساخت آن برای آینده هم برایم مهم است ، تغییر در ذهنیت یا ساختار . این ها بخشی از آینده کاری یکمربی هستند ، هر چند که در نهایت این قهرمان شدن یا نشدن است که سنجیده می شود . پس هدف اصلی من ساختن تیمی است که قهرمان می شود .

درست است که شما هر روز کار همان روز را انجام می دهید ، اما هیچ وقت به حضور در سیبلس در آخر فصل فکر نکرده اید ؟
نه ، چرا که حقیقتا پارتی ها را زیاد دوست ندارم . نه در پورتو و نه در اینتر در جشن های پس از قهرمانی چمپیونزلیگ حضور نداشتم . بیشتر سعی می کنم که بازیکنان و افراد باشگاه را در حال گرفتن جشن قهرمانی تصور کنم . هواداران به خاطر کاری که بازیکنان کرده اند جشن بگیرند ، اگر راستش دوست دارم که روزی در سیبلس باشم و نشاط هواداران و بازیکنانی که با من سخت کار کرده اند را ببینم و از این قضیه خیلی هم خوشحال خواهم شد .

چیزی از زندگیتان هست که هیچ وقت فراموش نکنید ؟ مردم هنوز در آغوش گرفتن ماتراتزی توسط شما را به یاد دارند ..
آن قضیه علنی شد چرا که دوربین ها آن را شکار کردند ، اما ماتراتزی های زیادی در طول دوران فوتبالم بوده اند ... پیش یا پس از هر بازی ، هزارام پیام دریافت می کنم . مثلا وقتی به فینال کوپا دل ری رسیدیم ، پیامهایی را از موراتی ، آبراموویچ و برخی افرادی که مربوط به گذشته ام بودند دریافت کرده ام ، افرادی که با آنها در خوشی ها و عمهای زیادی سهیم بوده ام . برای من این مهمترین چیز است . ساختن چیزی که تا ابد بماند . هیچ گاه نمی گویم بازیکنان سابقم چرا که آنها هنوز هم بازیکن من هستند و من همیشه آنها را با خود داشته ام .

راز این ماندگاری شما در تیمهایی که در آن بوده اید چیست ؟
صداقت . چرا که خیلی سخت است که بازیکنی فکر کند که تصمیمی که مربی گرفته علیه او بوده است . گاهی اوقات از بعضی تصمیماتم ناراحت می شوم . یکی از آخرین نمونه ها گرانرو بود که ناچار شدم پیش از بازی با سوسیه داد او را خط بزنم چرا که هیچکس سختکوش تر از او نیست . من فقط می خواستم که کمی به کانالس انگیزه بدهم . گاگو هم در لیست تیم ملی آرژانتین بود و بد بود که او را خط می ردم . گارای را نیز بازی دادم چرا که دوست داشتم با آبرو داری به بازیهای ملی برود . از طرفی هم بازیکنانی همچون خدیرا می توانستند در نیمکت خیلی مفید باشند . درست است که ناراحت شدم ، اما در چنین لحظاتی باید سعی کرد که خونسر بود و سعی کرد که فراموش کرد که تو هم احساس داری و تنها خوشحالیت می تواند این باشد که بازیکنت سختی کارت را بفهمد . یک لیدر خوب بودن جدا از توانایی های فردی ، به شخصیت بازیکنانی که با آنها کار می کنی بستگی دارد .

فکر می کنی که تیم آماده واکنش به خواسته های مورینیو باشد ؟
بله ، این تیمی با توانایی های فنی و شخصیتی بالاست و کنترل احساسات آن خیلی آسان است . این تیم ، جوان و کم تجربه است که تحت فشارهای بالا ، پیشرفت می کند . بعضی تیمها هستند که با خود می گویی :" یا امروز می برد یا هیچ وقت نمی برد چرا که به اوج توانایی های خود رسیده است . " این تیم می تواند ده سال خوب را پیش رو داشته باشد . کاپیتان ما کاسیاسی است که هنوز 30 سال دارد و می تواند 10 سال دیگر بازی کند . بعد از او کاروالیویی است که در سن 32 سالگی خیلی بهتر از 22 سالگیش بازی می کند و بقیه هم ، پنج ،‌شش ، هفت سال دیگر پیش رو دارند . یکی از مشکلاتی که در حال حاضر تیم ما دارد ، کم تجربه بودنمان است ، این تیم برای پخته تر شدن نیاز به زمان دارد .

یکی دیگر از بخش های مربیگری مورینیو ، مربوط به کادر فنیش است که مثل خانواده دیگرش هستند .
هر گاه تیم خود را عوض می کنیم ، یک کیس جدید را اضافه می کنیم . حالا بعد از چند ماه کارانکا هم یکی از ما شده است . او یک فرد فوق العاده است و امیدوارم که در مربیگری خیلی پیشرفت کند و امیدوارم که بتواند مربی خوبی شود . او خیلی به ما کمک کرده است . بهتر از سیلوینو لورو اسپانیولی را صحبت می کند ... خیلی صادف است و حالا یکی از ماست .

رابطه تان با فلورنتینو پرز چطور است ؟
مهمترین نکته برای من احترام قائل شدن است که از همان روز اول وجود داشته است . به نظر من احترام ، چیزی است که باید بین تو و مدیرت وجود داشته باشد که بین من و قلورنتینو پرز به خوبی وجود دارد . بعد از آن ، فلسفه و تصمیمات کاری به مرور زمان ساخته می شوند . اما برای من ، مشخص کردن حد و حدود همان چیزی است که باید وجود داشته باشد . من برای مدیر خیلی احترام قائلم و فکر می کنم که او هم همین احساس را نسبت به من دارد .

کاسیاس ، کاپیتان ساکتی است ...
او ساکت است و زیاد پر سر و صدا نیست و کار خود را می کند . همه به توانایی های او در دروازه واقفیم . خوشبختانه امسال برای ما خوب گلری کرده است و در هر بازی ، یکی ، دو توپ خوب را می گیرد . اما همین دو توپی که می گیرد ، فرق او را با دیگر دروازه بان ها نشان می دهد . او یکی از بهترین هاست . در کنار آن فردی متواضع و آرام است و کار کردن با او خیلی آسان است .

کریستیانو رونالدو چطور ؟
به نظرم بحث این که کریستیانو رونالدو بهتر است یا مسی ، تا سالهای آینده هم ادامه خواهد داشت چرا که آنها از نظر حرکات فردی کاملا با هم متمایز هستند . برای من فرد کاملا تاثیرگذاری است ، نه تنها از نظر بازیگری ، بلکه شخصیتش . خیلی متواضع ، سختکوش ، ساده و ... است . آن طور که تعریف می کنند نیست و هیچ ارتباطی با آن فرد مغروری که شما از او ساخته اید ندارد بلکه شخصیت فوق العاده ای دارد .

یک سگ هم گویا در خانواده تان دارید ؟
 
در انگلیس از من خواستند که سگ را قرنطینه کنم چرا که می گفتند بهداشتی نیست اما من مخالفت کردم و حتی پلیس چند ساعتی به خاطرش مرا دستگیر کرد .  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo